درباره نویسنده
فدائی ولایت

این وبلاگ به احترام و به یاد تمامی شهدای عزیز و عظیم ایران اسلامی، بویژه با گرامی داشت یاد و خاطره شهید بزرگوار، شهید "هرمز کیائی وسکوئی" ایجاد شده است. شهیدی که در شهریور ماه سال 1365، در عملیات کربلای 2، در منطقه عملیاتی حاج عمران و به عنوان یکی از مسئولین واحد تخریب دعوت حق را لبیک گفته و به خیل عظیم شهدا ملحق شده است.

منوی اصلی
مطالب پیشین
دوستان من
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
ابر برچسب ها
امکانات دیگر


» شهيد هرمز كيائي

محرم تاوان فراموش کردن غدیر است

و چقدر کم است

فاصله میان بالا رفتن دست علی (ع) در ظهر غدیر توسط دست پیامبر(ص)

و بالا رفتن سر حسین (ع) در ظهر عاشورا بر سر نی

از غدیر تا محرم

 

 

 

 

 

 

 

اهل بیت (ع), عاشورا

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٤ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ   

 اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین علیه السلام

امام حسین

* اولین مجلس: قبل از خلقت عالم، نور چهارده معصوم آفریده شده بود و هنگامی که خداوند اراده بر خلقت انسان نمود به فرشتگان فرمود: من بر آن هستم که در زمین جانشینی قرار دهم. فرشتگان پرسیدند: آیا می خواهی کسی را در زمین قرار دهی ک تباهی کند و خون بریزد؟ ( آنها موجودات خاکی را دیده بودند که خون ریز و اهل تباهی بودند.) خداوند فرمود: من اسراری می دانم که شما نمی دانید. در واقع این اولین مجلسی بود که مظلومیت امام حسین ملائک را متأثر و اندهناک ساخت.

 

* دومین مجلس: بععد از خلقت حضرت آدم(ع) و رانده شدن ایشان از بهشت، آدم(ع) به خاطر ترک اولی که کرده بود گریه و انابه به درگاه پروردگار می کرد، سالها بدین صورت سپری شد تا اینکه در صحرای عرفات جبرئیل به او خطاب کرد: ای آدم! اگر تا قیامت گریه کنی و افراد آبرومند را برای شفاعت به درگاه پروردگار نیاوری عذرت پذیرفته نخواهد شد! آنگاه حضرت آدم به عرش نگاه کرد و نامهای مقدس پنجگانه را دید و جبرئیل آنها را به او تلقین کرد:

ای آدم! بگو یا حمیدُ بحقّ محمد، یا عالی بحقّ علی، یا فاطر بحقّ فاطمه، یا محسن بحقّ الحسن، و یا قدیم الاحسان بحقّ الحسین(ع)... هنگامی که نام حسین بر زبانش جاری شدف سیل اشکش جاری و قلبش نرم شد و گفت: چرا یاد و نام پنجمین اسم قلبم را میشکند و گریه ام میگیرد؟ جبرئیل در بیان علت آن به مرثیه سرایی حسین (ع) پرداخت و حضرت آدم و فرشتگان نیز شنیدند و گریه کردند. و جبرئیل افزود: « بر فرزندت حسین(ع) در راه حق و عدالت، مصیبتی فرود می آید که با همه ی مصائب، در برابر آن کوچک است.» (بحارالانوار، ج44، ص 245)

* نوح در کربلا: هنگامی که نوح افراد مومن و از هر حبوان یک جفت را سوار کشتی نمود. هنگامی که کشتی به کربلا رسید. آب متلاطم شد و نوح از غرق شدن ترسید. خطاب آمد اگر می خواهی از این گرداب نجات پیدا کنی باید به حسین من توسل کنی، جبرئیل پیام آورد که اینجا شهادتگاه حسین (ع) است. اینجا بود که نوح و کشتی نشینان گریه کردند و بر قاتلان حسین لعن و نفرین نمودند. (بحارالانوار، ج44، ص243)

* روز تولد امام حسین(ع): وقتی امام(ع) متولد شد، نوزاد را به محضر پیامبر (ص) آوردند؛ پیامبر در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند و او را در دامان خود گرفت و به مرثیه و گریه بر او پرداخت. حضرت زهرای اطهر(س) علت گریه ی پیامبر (ص) از او پرسید که آیا فرزندم عیبی دارد؟ که این چنین بر او گریه می کنی؟ ... هنگامی که رسول خدا9ص8 دخترش فاطمه را از شهادت امام حسین(ع) با خبر نمود. زهرای اطهر (س) بسیار گریه کردند و عرض نمود: پدرجان آیا در وقت شهادت او شما هستید؟ فرمود: نه دخترم. آیا باباش علی(ع) هست؟ نه دخترم. آیا من هستم؟ نه دخترم. عرض کرد: پس چه کسی برای فرزندم گریه می کند و برای او مجلس عزاداری بر پا می کند؟ رسول خدا فرمودند: فاطمه جان، همانا زنان امت من بر زنهای اهل بیتم و مردان امتم بر مردان اهل بیتم می گریند و عزای فرزندم حسین(ع) را هر سال طائفه ای بعد از طائفه ای تازه می کنند و در شهادت او اشک می ریزند. ای فاطمه چشمان همه ی مردم در قیامت گریان است جز چشمی که بر حسین من گریه کرده باشد. ( سوگنامه سیدالشهدا، ص 54)

خنده کنان می رود روز جزا در بهشت / هر که به دنیا کند گریه برای حسین

* امام علی(ع) در راه صفین: ابن عباس میگوید: به هنگام حرکت به سوی صفین من همراه علی (ع) بودم. وقتی در ساحل فرات و دشت نینوا پیاده شدیم، علی علیه السلام با صدای رسا پرسید: « ابن عباس آیا این سرزمین را می شناسی؟» گفتم نمی شناسم. فرمود: « اگر میدانستی اینجا کجاست تا همانند من نمی گریستی از آن نمیگذشتی» این جمله را فرمود و آنقدر گریه کرد که سیلاب اشک از محاسن سشریفش بر سینه اش ریخت و ما نیز گریستیم. آنگاه آهی از دل کشید و فرمود: مرا با دودمان پلید ابوسفیان، این حزب شیطان و دوستان کفر بیداد و فریب چکار؟ و می فرمود: شکیبایی کن! شکیبایی کن یا ابا عبدالله چرا که پدرت نیز همین گونه با شقاوت و بیداد آنان رو برو بود.  (ویژگیهای امام حسین، ص 261)

* کنار بستر امام حسن(ع) : هنگامی که مسمومیت امام حسن مجتبی در جسم شریف او به ویژه در جگرش ظاهر شد و آخرین لحظات عمرش فرا رسید، حسین(ع) برادر را در آغوش کشید و گریست. امام حسن از علت گریه پرسید و امام حسین (ع) پاسخ داد: « به خاطر ظلمی که بر شما رفته اندوهگینم.» امام حسن (ع) فرمود: « لایومٌ کَیومکَ یا ابا عبدالله؛ روزی همانند روز تو نخواهد بود یا ابا عبدالله... چرا که یک سپاه دهها هزار نفری (مدعی مسلمانی) شما را محاصره می کنند و به کشتن شما و شکسن حرمت و اسارت بانوان و کودکانت، همدست می شوند آنروز است که از آسمان خاک و خون میبارد و تمامی موجودات حتی ماهیان دریا و حیوانات بیابانها می گریند. (ویژگیهای امام حسین، ص 267)

* مجالس متعددی قبل از شهادت امام (ع) رخ داده : در مکه در کنار خانه خدا - در خود کربلا هنگام رسیدن به کربلا که حضرت نام آنجا را پرسید - در عصر تاسوعا هنگامی که امام حسین(ع) به شمشیرش تکیه کرده بود و با خواهرش دردل میکرد. - در شب عاشورا که حضرت شمشیرش را آماده نبرد میساخت و شعر یا دهر افٌ لک من خلیل را زمزمه میکرد. - در شب عاشورا وقتی امام دستور داد مشعلها را خاموش کنند و به اصحاب فرمود که بیعت برداشته شد، میتوانید بروید و آنان را قبول نکردند و ماندند.

و پس از شهادت حضرت(ع):

* اولین مجلس پس از شهادت در مدینه بود. ابن عباس چون نابینا بود نتوانست در کربلا در رکاب امام حسین(ع) باشد می گوید: من در خانه خود خواب بودم که ناگهان از سوی خانه ام سلمه فریاد تکان دهنده ای به گوشم رسید از خانه خارج شدم. زن و مرد با شنیدن شیون او به خانه اش روی آوردند. علت گریه را پرسیدم. جوابم را نداد و رو به زنان بنی هشم کرد و گفت: ای دختران عبدالمطلب! در سوگواری بر حسین و گریه بر شهادت او مرا یاری کنید. از آن بانو پرسیدم از کجا میدانید؟ گفت « پیامبر(ص) را دیدم که گرد و غباری بر چهره اش نشسته ، علتش را پرسیدم فرمود : فرزندم حسین را کشتند. و خود پیکر به خون خفته اش را نگریستم.» ( ویژگیهای امام حسین، ص 280)

* مجلس دوم در شهادتگاه آن حضرت با مرثیه سرایی حضرت زینب بود و خاندان پیامبر(ع) و سپاه دشمن سوگوار و گریان بر حسین(ع).

* مجلس سوم: با ورود سرهای بریده و اسیران داغدار به کوفه در کوچه های آن برپا شد.

* مجلس سوگ دیگر : در مسجد اموی برپا شد که مرثیه سرا امام سجاد(ع) و شنوندگان، یزید و بنی امیه و تعداد کثیری از مردم بی خبر بودند. که پس از سخنان امام سجاد(ع) همه ی مردم یکپارچه فریاد زدند و طوفانی از شیون و فریاد پدید آمد. ( همان، ص 286)

* مجلس بعدی: در کربلا و در اربعین ( چهلم) آن حضرت برگزار گردید. مرثیه سرا حضرت زینب و بانوان بودند و شنوندگان طائفه ی بنی اسد و جابر و عطیه بودند.

* مجلس بعدی: در مدینه بود که مرثیه سرا امام سجاد بود و ...

مجالس امام حسین علیه السلام تا امروز ادامه دارد و تا قیامت نیز ادامه خواهد داشت. علامه امینی شب عاشورا برای آقا امام زمان(عج) صدقه کنار می گذاشتند و میگفتند: امشب قلب حضرت در فشار است. نکند ما صدقه رو فراموش نکنیم.

صل الله علی الباکین علی الحسین(ع)

عاشورا, اهل بیت (ع)

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۸ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ   

راه نخست:راه بادیه
کوفه، در عرض جغرافیایىِ حدود 32 درجه
و دمشق، در عرض جغرافیایىِ حدود 33 واقع است. این، بدان معناست که مسیر طبیعى میان
این دو شهر، تقریبا بر روى یک مدار، قرار دارد و نیازى به بالا رفتن و پایین آمدن
بر روى زمین، جز در حدّ کسرى از یک درجه نیست. بر روى این مدار، راهى واقع بوده که
به «راه بادیه» مشهور بوده است. این مسیر، کوتاه ترین راه بین این دو شهر است و
حدود 923 کیلومتر مسافت داشته است.

مشکل اصلى این راه کوتاه، گذشتن آن از صحراى بزرگ میان عراق و شام است که
از روزگاران کهن، به «بادیة الشام» مشهور بوده است.
 
امام حسین (ع), اهل بیت (ع), عاشورا

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٦ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ   

در همهمهء غیرت و درد، مگر می شود کار دیگری هم، کرد؟! دلشوره درد، خواب
را پس می زند و غیرتِ عشق، آب را.

همه چیز، از آب، از نگاهِ مردانهء ملکوتی عبّاس، موج بر می داردو دست
های تشنه خاک، به تماشای چشمان ماه نبی هاشم، بلند می شود.

آبروی آب، از اوست:

هر آب، که در مشکِ او نیست،

آب نیست، آبرویی است فروهِشته!

ذهن علیل ابلیس، آدم را ـتنها ـ خاک می بیند.

مکاشفهء عطش و جانبازی، در باور آب و آتش نمی گنجد.

امّا ابوالفضل، کار خود را می کند؛ ماندن، کار او نیست.

دست از "آب" می شوید و از "جان" خویش نیز!...

عاشورا, امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٤ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ   

چه  زود  شستی  از آن دستهای زیبا دست

کشید از سر دنیایت آرزوها دست

شب ولادت تو قلب مادرت لرزید

و داد حال عجیبی برای بابا دست

گرفت دست ترا (غرق بوسه باران) کرد

که راز هجرت سرخ تو بود فردا دست

زمان گذشت و گذشت و رسید عاشورا

رسید تا بدهد امتحان خود را دست

بیا که صد  گره کور از طناب حیات

شبی به ناخن تدبیر می کند وا دست

 

عاشورا, امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱۳ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ   

شد چو خرگاه امامت چون صدف‏

خالى از درهاى دریاى شرف‏

شاه دین را گوهرى بهر نثار

جز درّ غلطان نماند اندر کنار

شیرخواره شیر غاب پر دلى

نعت او عبدالله و نامش على

در طفولیت مسیح عهد عشق‏

انّى عبدالله گو در مهد عشق

شعر, عاشورا, اهل بیت (ع), امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ   

وقتش رسیده است که پر در بیاوری

از راز خنده ی همه سر در بیاوری

وقتش  رسیده است که با روضه های خشک

اشکی ز چشم چند نفر در بیاوری

وقتش رسیده است که موسی شوی و باز

از نیل تا فرات جگر در بیاوری

خود را به روی تیغ کشاندی که جنگلی

از زیر دست های تبر در بیاوری

تو یک تنه حریف همه می شوی و بس

از این قماط ، دستی اگر در بیاوری

تو از نوادگان مسیحی ،‌بعید نیست

از خاک ،‌مشک تازه و تر در بیاوری

در این کویر خار گل انداخت گونه ات

گفتی کمی ادای پدر در بیاوری

لب میزنی به هم که بخوانی ترانه ای

اشکی به این بهانه مگر در بیاوری

اهل بیت (ع), امام حسین (ع), عاشورا, شعر

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ   

وقتش رسیده است که پر در بیاوری

از راز خنده ی همه سر در بیاوری

وقتش  رسیده است که با روضه های خشک

اشکی ز چشم چند نفر در بیاوری

وقتش رسیده است که موسی شوی و باز

از نیل تا فرات جگر در بیاوری

خود را به روی تیغ کشاندی که جنگلی

از زیر دست های تبر در بیاوری

تو یک تنه حریف همه می شوی و بس

از این قماط ، دستی اگر در بیاوری

تو از نوادگان مسیحی ،‌بعید نیست

از خاک ،‌مشک تازه و تر در بیاوری

در این کویر خار گل انداخت گونه ات

گفتی کمی ادای پدر در بیاوری

لب میزنی به هم که بخوانی ترانه ای

اشکی به این بهانه مگر در بیاوری

اهل بیت (ع), امام حسین (ع), عاشورا

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ