شهادت، عبور از گلواژه های گریه جوش است و زیستن در زلالی ته نشین شده در لحظه های هستی بخش و جرأت زا.

 

شهادت ، شوریدگی است و شیدایی.

 

شهادت شروع سبزترین حادثه هاست. شهادت ، شوریدگی شکوفه پوشان است .

 

شهادت ، عزم عبور از هرگز است و اراده زیستن در آتش و خون.

 

 


رنگ در رنگ ، تصویرهای تهی پرداخته شده در تصاعدند و تصویرهای مبهم و بهت انگیز حادثه ها در تزای ، امّا فقط شهادت است که در برابر هیچ حادثه ای، سر خم نمی کند.

 

شهادت، اردو زدن در حماسه ای است از جنس جاودانگی.

 

شهادت، ادامه نقطه چین های منتهی به ستارگان شب توبه است

 

نگردد شهیدی غمین و خجل                        زده چون به دریایی آیینه دل

شهادت، ذوب شدن در افتخار حماسه هاست و سلام آن ها که شیرین شهد وصال را بر تلخی طعم ماندن و زیستن ترجیح دادند.

 

یاران چه عاشقانه و صادقانه با چهره ای گویاتر از گلگون شقایق ها در آراستگی وارستگی، به تماشای سماع خون نشستند!

 

شهادت، عبور از کوچه های تردید است و رسیدن به بزرگراه عاشقی .

 

زنده باد خاطره خونین کفنانی که چفیه های چشمه نوش خویش را آغشته به شیدایی و شیفتگی و شهادت کردند و هزار و چهار صد سال تشنگی و تفتیدگی را در سلام های مجروح خویش مرور نمودند، همسنگرانی که گران جان نَفس را در آتش معرکه گداختند و جلوه گاه و معراج آشفتگی خویش را ریشه کرده در میدان های مین یافتند.

 

درود به همسنگرانی که هرم هراس را به کام کافران کوتاه فکر چشاندند و بال در بال، در فوران آتش و اشتیاق، رو به سوی زلال ترین آوازهای آزاد کهکشانی نمودند؛ رفتند، آن گونه که حسین علیه السلام می طلبید.

 

یاران رفتند و نیمه شبان ، در خلوت خیس نیزارها ، آتش گردانی نی را زمزمه کردند و سوختند و گداختند و ما ماندیم .

 

شهدا, دل نوشته, دفاع مقدس

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٧ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ