شهریوری که گذشت سالروز تولد سردار شهید ناصر کاظمی است و هفته دفاع مقدس بهترین
زمان است تا شخصیت والای این سردار بزرگ را معرفی کنیم هر چند که باید هر روز و هر
ساعت وصایا و سجایای شهدا گفته شود.

شهید ناصر کاظمی در دوازدهم خرداد 1335 در تهران متولد شد، در سال
۱۳۵۸ با عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرمان حضرت امام خمینی(ره) لبیک
گفت. او در سال ۵۹ به سمت فرمانداری پاوه منصوب و با عزمی راسخ برای آزادسازی مناطق
گوناگون غرب کشور با اشرار و ضدانقلاب مبارزه کرد و پس از یک سال و نیم تلاش بی
وقفه، در سال ۱۳۶۰ به سمت فرماندهی سپاه کردستان رسید.


وی در عملیات پاکسازی محور پیرانشهر سردشت با گلوله به آرزوی
قلبی خود دست یافت و پس از عمری تلاش خالصانه در ششم شهریور 1361 در پیرانشهر به
شهادت رسید و از آن روز تاکنون، مزارش در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) قطعه 24 ردیف
76 شماره 27 زیارتگاه عاشقان حقیقت است.

خانواده شهید کاظمی در مورد علایق این شهید بزرگوار می گویند:
ناصرعلاقه زیادی به فوتبال داشت و جزو فوتبالیستهای خوب تهران بود و در تیم ایرانا
به مربیگری مرحوم پرویز دهداری عضویت داشت. پس از اینکه ناصر در رشته تربیت بدنی
وارد دانشگاه شد در سال 56 ورزشکاران آمریکایی به ایران آمده بودند تا در مسابقات
کشتی شرکت کنند. وی به اتفاق تعداد دیگری از دانشجویان تصمیم گرفت در سالن مسابقات
به دلیل اعتراض به حمایتهای امریکا از رژیم منحوس شاهنشاهی، پرچم آن کشور را به آتش
بکشند و پس از چندی فراری بودن توسط رژیم دستگیر و در زندان قصر زندانی شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناصر جزو اولین نفراتی بود که به سپاه
پاسداران ملحق شد و دوره های آموزشی خیلی کوتاه و سریعی را طی کرد تا اینکه ابتدا
به خرمشهر بعد به زابل منتقل شد تا اینکه با شهید بروجردی آشنا شده و ایشان از ناصر
خواستند تا به عنوان فرماندار به پاوه بروند.

آن زمان شهرستان پاوه در محاصره منافقان بود برای همین شهید کاظمی
بر صندلی فرمانداری پاوه تکیه زد. همچنین به لحاظ حساسیت منطقه، ایشان به طور
همزمان فرماندار و فرمانده سپاه بود و همیشه در عملیاتهای پاکسازی در خط مقدم حضور
داشت.

در آغوش کشیدن شهید کاظمی توسط شهید رجایی

برادر شهید کاظمی در مورد زندگی برادر شهیدش می گوید: شهید رجائی
در زمانی که نخست وزیر بودند به منظور بررسی مسائل منطقه بدون اطلاع قبلی به
اورامانات آمدند و سراغ فرماندار را می گیرند به او می گویند وی در عملیات در
کوهستان است و بایستی با بی سیم با وی تماس بگیرند تا بیایند. شهید رجائی منتظر می
ماند تا وی از منطقه عملیاتی با لباس کُردی و لبهای خشک شده که دو روز تمام در
کوهها بود می آیند.  شهید رجائی وی را در آغوش گرفته و می گویند، افتخار ما این است
که مسئولین ما در صف مقدم همیشه حضور دارند.

نذر روزه برای سلامتی فرماندار پاوه

شهید کاظمی در عملیات آزاد سازی منطقه شمشیر از ناحیه شکم بر اثر
اصابت گلوله مجروح می شود و هنگامی که در بیمارستان پاوه بستری بود به لحاظ
محبوبیتی که بین مردم داشت و همیشه با مردم و در کنار مردم بود، اهالی منطقه برای
سلامتی ایشان روزه گرفته بودند و مرغ و خروس به نیت نذر به بیمارستان می آوردند و
این خاطره در منطقه به عنوان یک تاریخ واقعا ماندگار و جاودانی است.

شهید همت: فرماندهی ام را مدیون ناصر کاظمی
هستم

شهید همت در سالهای پس از شهادت ناصر گفته بود که من دروس
فرماندهی ام را مدیون ناصر کاظمی هستم. به راستی نام شهید ناصر کاظمی با کردستان
گره خورده است. 
سردار شهید محمد بروجردی در مورد ناصر کاظمی می گوید: دو سال و
اندی با هم کار می‌کردیم. نخستین بار که آمد غرب، قرار شد برود فرماندار پاوه شود.
گفت چون ضد انقلابها آنجا هستند باید ظاهرم را تغییر دهم برای همین ریش بزی گذاشت.
و با همان ریش بزی! حرکت کرد. در آنجا طوری رفتار کرده بود که حتی برخی از روحانیون
هم فکر می‌کردند ایشان از افراد "دمکرات" است. یک ‌بار رفته بود نوسود و مذاکراتی
هم با گروهکها کرده بود. مخفی‌کاری او خیلی خوب بود. در آنجا او خودش را رو نکرده
بود. به حساب، از آن بچه‌های جاافتاده تهران بود که به سادگی خودش را رو نمی‌کرد.
علمای آنجا نیز متوجه نبودند. می‌آمدند اعتراض می‌کردند که این شاید از نفوذیها
باشد. فکر می‌کردند دمکراتی‌ است و خلاصه ممکن است یواش‌یواش با ضدانقلاب همکاری
کند.
 
وصیت شهید کاظمی: سعی را بر جذب نیروهای جوان بگذارید/
از اختلافات داخلی بپرهیزید
 
برای اینکه در این دنیای زودگذر گرفتار انحراف نفس نشوید، همیشه
به یاد خدا باشید. ماهی یک بار به قبرستان شهدا بروید و درس مبارزه و ایثار و گذشتن
از دنیا و پیوستن به شهدای صدر اسلام را فرا گیرید. سعی را بر جذب نیروهای جوان
بگذارید، نه دفع آنان. سعی کنید تحمل عقیده مخالف را داشته باشید مانند شهید مظلوم
آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی.
 
از اختلافات داخلی به خاطر رضای خدا و خون شهدای انقلاب اسلامی
بپرهیزید. تمام اموالم را به بی بضاعتهای واقعی طی تشخیص همسرم و خواهرم و برادرم
تقسیم شود.
شهدا, دفاع مقدس

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۳ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ