هنوز هم می گوید مولا جان اینجا نیا. مولایم اینجا مردمانش عوض شده اند و دیگر آنانی نیستند که چندی قبل خواسته بودند که اینجا به نزدشان بیایی، حالا اینجا هر گوشه شهر مردم مشغول آماده کردن خود برای نبردی بزرگ هستند.
معلوم نیست اینان را چه می شود. اینان دارند شمشیرها را تیزتر می کنند و سرنیزه ها را می سازند. اسبها را نعل تازه می زنند و ....


هنوز هم می گوید مولا جان اینجا نیا. مولایم اینجا مردمانش عوض شده اند و دیگر آنانی نیستند که چندی قبل خواسته بودند که اینجا به نزدشان بیایی، حالا اینجا هر گوشه شهر مردم مشغول آماده کردن خود برای نبردی بزرگ هستند.
معلوم نیست اینان را چه می شود. اینان دارند شمشیرها را تیزتر می کنند و سرنیزه ها را می سازند. اسبها را نعل تازه می زنند و کمانها را آماده تیر انداختن می نمایند ...
ندای مسلم همیشه در تاریخ ماند و از ندای او سوال بزرگی ایجاد شد که، چرا آن دعوتها درمدتی کمتراز یک سال به کشتن اباعبدالله علیه السلام و آن جسارت عظیم به فرزند رسول خدا انجامید ؟
کوفه شهری بود که در یکی از جنگهای امیر المومنین علیه السلام و به دستور حضرت و جهت اسکان لشگریان حضرت بنای آن نهاده شد. چرا که قبل از آن به آن شکل شهر نبود. لذا به نوعی مردمان ساکن در این شهر را می توان از شیعیان حساب نمود و بعدها هم در منطقه کوفه و بصره شیعیان گستردگی بیشتری داشتند و شاید یکی از دلایل حرکت حضرت به آن سمت - در میان دعوتهای گوناگونی که از حضرت شده بود - شیعه بودن مردمان آن منطقه بود یا لااقل این نکته هم در این انتخاب تاثیر داشته است.
اما باید در این دعوت و آن عهد شکنی دقتی دوباره شود تا این عجیب ترین و تاسف بارترین اتفاق تاریخ بهتر تجزیه و تحلیل شود که شناختن زوایای عاشورا ما را در یزیدی نبودن و حسینی شدن یاری می نماید.
نکته اول اینکه اکثر مردمان آن دیار قائل به ولایت امیرالمومنین علیه السلام و فرزندانش بودند و اصلا صرف دعوت از فرزند رسول الله آنهم در زمانی که آنها قطعا با شخصیت پلید معاویه و فرزندش یزید آشنا بودند هم برای این مدعا کفایت می کند هرچند گروهی از محققین و مورخین به این امر قائل نیستند و برای این دعوت دلایل دیگری قائلند .
اگر فرض را بر شیعه بودن مردمان کوفه بگیریم، عمق فاجعه کربلا انگاری بزرگتر به نظر می آید. چگونه مردمانی شیعه مسلک در زمان امام خود او را دعوت کنند و بعد آنگونه با او رفتار کنند ؟
... حالا مائیم و این دعوتهای هر روزه مان از حضرت بقیة الله علیه السلام یادمان نرود که دعوتمان نه از سر حل مشکلات دنیایی باشد هر چند این هم بد نیست، اما دیگر کمال کم لطفی است بلکه از سر درد دینمان باشد که اینگونه هدف داشتن و این نیت را داشتن انشاءالله در رسیدن به آرمانهای کربلائیان و عاشورائیان سال ۶۱ هجری کمکمان می کند.
مباد که فکر کنیم کوفیان مردمانی خاص و عجیب بودند. آنان هم آن روز خود را معتقد به آرمانهای امامشان می دانستند.
مباد که کوفی باشیم که کوفی بودن مقدمه یزیدی شدن است و خدا نکند که یزیدی شویم که ملعون همیشه تاریخ می شویم.
مباد که فراموش کنیم درخواست حکومت مهدوی مقدور نیست جز با دعوتی درونی از خودمان برای تحقق همه آرمانها حکومت دینی ... به نظر سخت می آید؟‌



نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٢ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ