تا بال و پر عشق به جانم دادند

در وادی عاشقان مکانم دادند

گفتم که کجاست کعبه اهل ولا

درگاه حسین را نشانم دادند

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

ای آن که غمت مسئله آموز من است

شور غم تو در دل پرسوز من است

روزی که حسین! بر تو من گریه کنم

سوگند به تو که بهترین روز من است

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین!

این چشم تهی نگشت از آب حسین!

عمری است نیازمند این درگاهم

یک لحظه گدای خویش دریاب! حسین

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

هم عشق حسین، معنی زندگی است

هم گریه بر او کمال سازندگی است

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

آنان که به گوش دل شنیدند تو را

رفتند و به پای دل رسیدند تو را

آن کوردلان که بر دلت تیر زدند

دیدند تو را، ولی ندیدند تو را

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

هر روز عاشورا و هر مکان مانند کربلا، جایی است برای امتحان سختِ عاشقی.

 

عاشورا، روزی است که هر لحظه در صحنه تاریخ تکرار خواهد شد و خاطره حماسه سازانش، در قلب هر آزاده ای همچون خورشید خواهد درخشید.

 


حماسه سرخ عاشورا هر لحظه ندا می دهد که مرگ رنگین بهتر از زندگی ننگین است.

 

وقتی حسین علیه السلام به کربلا می رسد، دل کویر به درد می آید و آسمان داغدار می شود. زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات بی صدا اشک می ریزد.

 

 

آبروی حسین به کهکشان می ارزد

یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست

گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

 

 

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

 

 

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

 

 

عاشورا،عروه الوثقای نجات و سنگ نشان هدایت و کربلا،نقطه بیداری و کانون ظلمت زدایی است.

 

هرکس کربلا را عشق می ورزد،باید فاصله خویش با کربلا را اندازه بگیرد و از خویش بپرسد:برلب فرات زندگی،تا کنون چند بار به خاطر دیگران از خودگذشته است؟

 

عاشورا،کتاب جامع عشق است و بی حسین(ع) تاریخ ما ابتر بود وهر حماسه،قصه بی روحی که جز ملال خاطر و کسالت روح حاصلی نداشت.

 

عاشورا،باهمه غم بار بودنش ،زیباترین تابلویی است که شگفت انگیزترین قطعه هستی را نمایش می دهد.

 

عاشورا،فصل یتیمی گل ها وجوانه های ایمان است که با خون های پاک شهیدان آبیاری شده اند.

 

عاشورا،آوای جاودان حنجره زخمی وجدان است.

 

درقلب های مؤمنان،شعله های عاشورایی هماره زنده و تابنده است.

 

بهـارِ بـاغِ دل از گریـه محـرّم توست

بهشت، برگ گلی از شراره غـم توست

محرمت بـه من احرامی سیـه بخـشید

کسی که مَحرم این جامه گشت، محرم توست

امــام صابــران بـودم، خمیدم

جدا از شاخه شد یـاس امیدم

چو دست از جسم عباسم جدا شد

سـر خود را به نوک نیزه دیدم

 

عشقی به حسین عشق زینب نشود

این عشق جدا ز شیعه یارب نشود

در روز و شبی که من نگریم ز غمش

آن شام سحر و آن سحرم شب نشود

 

ماهی که ز آفتاب روشن تر بود

لب تشنه آب و تشنه باور بود

می رفت و دل از حسین می برد که او

پیغمبر کربلا، علی اکبر بود

 

کسی چون من گل پرپر نبیند

گلـوی پـاره اصغـر نبینـد

بدست خویش کندم قبر او را

که این قنداقه را مادر نبیند

 

 

اصغر که نسیم عشق مویش بوسید

خورشید ولایت سر و رویش بوسید

می خواست حسین تا ببوسد لب او

تیر آمد و زودتر گلویش بوسید

 

هر سال برای تو سیه می پوشیم

در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم

ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز

با یاد لب تو آب را می نوشیم

 

لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید

جامی ز زلال آفتابم بدهید

من پرسش سوزان حسینم یاران

با حنجره عشق جوابم بدهید

 

 

شوریده سری که شرح ایمان می کرد

هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد

با نای بریده نیز بر منبر نی

تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد

 

 

هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست

عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست

خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک

روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست

 

چون دید به نوک نی سرش را خورشید

بر خاک، تن مطهرش را خورشید

آرام ، حریر نور خود را گسترد

پوشاند برهنه پیکرش را خورشید

 

 

به جای جای دلم جای پای تو است حسین

خوشم که حنجره ام نینوای تو است حسین

هزار چشمه ی اشکم اگر دهند به چشم

خدا گواهست که وقف عزای تو است حسین

 

 

خط تو با خون تو آغاز می شود، از آن زمان که تو ایستادی، دین راه افتاد و چون فرو افتادی، حق برخاست.

 

شامگاه عاشورا، آسمان تمام ستاره‌های خود را می‌گرید و بدین فرجام، قطره اشک درشتی از خون، از گوشه پلک آسمان به بیرون می‌لغزد. خورشید، آغاز دهمین روز از ماه محرم 61 هجری را اعلام می‌کند.

 

به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است. و پیام اصلی عاشورا(عدالت) نیز فراموش شده است. پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب.

 

ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده

زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده

سینه سوزان دیده گریان

واحسینا، واحسینا

 

 

 

هر که مرا به روضه تو راه داده است

تاج محبت تو به فرقم نهاده است

از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما

تصویری از عزای محرم فتاده است

 

 

اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است

وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است

نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها

هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است

 

 

آن حسینى که شرف یافته دین از شرفش

سر و جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش

هدف تیر بلا ساخت على اصغر خویش

تا که سرمشق بگیرد بشر از این هدفش

 

 

یادتان باشد لباس مشکیم را تا کنید

گوشه ای از قبر من این جامه را هم جا کنید

کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما

خرجیم را نذر خرج ظهر عاشورا کنید

 

 

مه، بارقه اى ست در شبستان حسین

شب، حادثه اى ز درد پنهان حسین

هر صبح، ز دامن افق، خون آلود

خورشید برآید از گریبان حسین

 

 

حسین ، کشته دیروز و رهبر روز است

قیام اوست ، که پیوسته نهضت آموز است

تمام زندگی او ، عقیده بود و جهاد

اگر چه مدت جنگ حسین ، یک روز است

 

 

در عزای شه دین کرببلا می لرزد

نه همین کرببلا عرض و سما می لرزد

گوئیا ناله زهرا رسد از دور به گوش

کاین چنین دست و تن شمر دغا می لرزد

 

 

درصف کرببلا جان جهان را کشتند

سبب خلقت پیدا و نهان را کشتند

یک جهان اهرمن ازکین به هوای زرو سیم

جمع گردیده سلیمان زمان را کشتند

 

 

مگر بکرببلا آب قیمت جان بود

که از عطش به فلک ناله یتیمان بود

کفن دریغ مگر بود بهر شاه شهید

که تا سه روز تنش روی خاک عریان بود

 

 

تا که از کف پسرى تازه جوان داد حسین

عالمى را ز غم خویش تکان داد حسین

تا که گلبوسه ز لب هاى پسر چید لبش

قدرت عاطفه خویش نشان داد حسین

تا که خاموش شد از زمزمه «یا وَلَدى»

عشق فریاد برآورد که جان داد حسین

جذبه عشق بنازم که پس از داغ جوان

حکمت صبر نشان بر همگان داد حسین

گفت بر هاشمیون نعش على را ببرند

کز غم داغ پسر تاب و توان داد حسین

نقد جان داد و به حق جان جهان را بخرید

در کف خلق جهان خط امان داد حسین

 

 

پرچم کرببلا همیشه بلند است

حافظ پرچم اگر خدای حسین است

هر چه که ما خواستیم فاطمه داده

آنچه فقط مانده کربلای حسین است

 

 

بال فرشته که خاک پای حسین است

فرش حسینیه عزای حسین است

فاطمه دنبالش است روز قیامت

هر که به دنبال دسته های حسین است

 

 

بر لوح کتاب خون کلام تو بلند

آوای قیامت از قیام تو بلند

خون تو زلال چشمه خورشید است

ای در عرفات عشق نام تو بلند

 

 

در خانه ای که ذکر شه کربلا رود

زان خانه نور جانب عرش علا رود

کن درد خود دوا بشفا خانه ی حسین

باید که دردمند بدارالشفا رود

 

زد شرر بر قلب خونین تو، در دشت بلا

داغ مرگ اکبر گلگون قبایت، یا حسین

جان فدا کردى به راه مکتب آزادگى

جان هر آزاده اى گردد، فدایت یا حسین

 

صد نوا خیزد ز ناى نینوایت، یا حسین

نغمه هاى عشق باشد در نوایت، یا حسین

میزند آتش، به قلب دوستانت دم به دم

داستان جانگداز کربلایت، یا حسین

 

 

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است

جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان

طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

 

به نال ای دل که دیگر ماتم آمد

بگری ای دیده ایام غم آمد

گل غم سرزد از باغ مصیبت

جهان را تازه شد داغ مصیبت

جهان گردید از ماتم دگرگون

لباس تعزیت پوشیده گردون

ز باغ غصه کوه از پا فتاده

زمین را لرزه بر اعضا فتاده

 

 

شرمنده شد بهار ، ز گلزار کربلا

بلبل کند نوا که خزانِ محرم است

ما عاشقانِ لاله ی سرخِ پیمبریم

کز عطر او بهشتِ خداوند ، خرم است

 

 

در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود

از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود

چیزی که به من توان زاری می‌داد

قنداقة خونـین عــلی‌اصغــر بــود

 

 

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند

با سرورِ آفتاب بیعت کردند

رفتند و به دریای ابد پیوستند

چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند

 

ما حلقه به گوش عشق روح افزاییم

سرمست زشور جام عاشوراییم

گشتیم چو قطره ، محو در عشق حسین (ع)

اکنون به طفیل عشق او دریاییم

 

در دشت عطش ، لاله صفت سوخت حسین (ع)

تا مشعل آزادگی افروخت حسین (ع)

بر لوح فلق ، تا به قیامت ، نقش است

درسی که زخون ، به خلق آموخت حسین (ع)

 

هم «حیّ علی الفّلاح » او خونین بود

هم سجده بی سلاح او خونین بود

افسوس که چند ساعتی بعد نماز

پیشانی ذوالجناح او خونین بود

 

آن روز که آهنگ سفر داشت حسین (ع)

از راز شهادتش خبر داشت حسین (ع)

از بهر سرودن یکی قطعة سرخ

هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین (ع)

اهل بیت (ع), امام حسین (ع), پیامک

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٤ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ