شهید سیدحسین سجادی، سال ١٣۴۲ش در محله جاوان اصفهان چشم به جهان هستی گشود. چهار ساله بود که به محله مسعودیه نقل مکان کردند. سیدحسین، تحصیلات خود را تا ششم ابتدایی در مدرسه محمد احمدزاده در لیمجیر - خیابان امام خمینی (ره) - تمام کرد. اول راهنمایی را به مدرسه امیرکبیر رفت و تا دوم راهنمایی بیش‌تر ادامه نداد و ترک تحصیل کرد. پس از آن، به شغل آزاد مشغول شد و گاهی هم در کار کشاورزی به پدرش کمک می‌کرد. او قبل از انقلاب در تظاهرات علیه رژیم سفاک پهلوی شرکت می‌کرد. در یکی از راهپیمائی‌ها، گارد شاه ملعون گاز اشک‌آور پرتاب کرد و چشمان سیدحسین آسیب دید. مردم او را به خانه خود بردند و مداوایش کردند. در جلسات آیت‌الله خادمی شرکت می‌کرد. او جوانی باگذشت و فداکار بود و از حق مظلوم دفاع می‌کرد. اگر می‌دید کسی به پول احتیاج دارد، پولش را به او می‌داد و اگر می‌دید کسی لباس ندارد، لباسش را به او می‌داد حتی پیراهن نو خود را می‌بخشید. سیدحسین، ورزشکار بود. به مشت‌زنی علاقه زیادی داشت و به نائب قهرمانی هم رسید. سیدحسین توانست رقیب خود را که ۵ سال پشت سر هم قهرمان شده بود، شکست دهد. او جوانی تنومند و قوی‌بنیه بود. سیدحسین چندی بعد به خدمت سربازی رفت. آموزش خود را در ارتش در تهران گذراند. به‌خاطر قوای بدنی‌اش او را به تیپ ذوالفقار برای تکاوری بردند و دوره آموزشی را با موفقیت طی کرد. سیدحسین سپس به منطقه جنگی و اندیمشک اعزام شد و ۹ ماه خدمت کرد. در آخرین مرخصی‌اش که ده روز بود، یکی از هم‌خدمتی‌هایش به او پیشنهاد کرد که عملیات در پیش است، بیا به دکتر برویم و مرخصی استعلاجی بگیریم که شب عملیات در خط مقدم نباشیم ولی سیدحسین قبول نکرد و خود را به عملیات والفجر ۱ رساند. او آر.پی.جی زن بود؛ این‌طور که از هم‌رزمانش نقل شده، پس از منهدم کردن چندین تانک، به پیشروی خود ادامه می‌داد که سرانجام به‌وسیله اسلحه دوربین‌دار تیرانداز روی تانک، هدف گرفته شد که تیر مستقیماً به پیشانی‌اش اصابت کرد و بدین‌ترتیب، در تاریخ بیست و ششم فروردین‌ماه سال ۱۳۶۲ هجری شمسی در سن بیست سالگی به مقام والای شهادت نائل گردید و جنازه‌اش در زیر آتش دشمن در شمال فکه باقی ماند و نتوانستند پیکر مطهرش را به عقب بیاورند.  

دفاع مقدس, تقویم تاریخ

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٦ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ