درباره نویسنده
فدائی ولایت

این وبلاگ به احترام و به یاد تمامی شهدای عزیز و عظیم ایران اسلامی، بویژه با گرامی داشت یاد و خاطره شهید بزرگوار، شهید "هرمز کیائی وسکوئی" ایجاد شده است. شهیدی که در شهریور ماه سال 1365، در عملیات کربلای 2، در منطقه عملیاتی حاج عمران و به عنوان یکی از مسئولین واحد تخریب دعوت حق را لبیک گفته و به خیل عظیم شهدا ملحق شده است.

منوی اصلی
مطالب پیشین
دوستان من
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
ابر برچسب ها
امکانات دیگر


» شهيد هرمز كيائي

 
آهای آقای دکتر! شما را به خدا هر چه در چنته داری، رو کن. پیرمردی که روی آن تخت سفید خوابیده و نفس‌هایش به شمارش افتاده، مراد ماست که خدا می‌داند حاضریم جانمان را بدهیم تا او دوباره چشم‌هایش را باز کند، روی صندلی رنگ و رو رفته‌اش بنشیند و برایمان از سیدالشهدا(ع) بگوید.
آقای دکتر! نکند این روزها، مثل یکی از همین فیلم‌های صدتا یک غاز ایرانی، از اتاق شیشه‌ای بیرون بیایی و بگویی: متاسفم.
تو را به خدا برایم روضه نخوان که ما وسیله‌ایم و عمر دست خداست! می‌دانم. اصلا من و تو که باشیم که بخواهیم خودمان را وارد معامله آقا مجتبی و خدا کنیم، اما راستش را بخواهی این دلشوره عذاب‌آور، دست‌بردار نیست. هر بار که صدای پیامک موبایلم می‌رود بالا ، دلم هوری می‌ریزد پایین.
این شایعه‌های لعنتی هم که دست‌بردار نیستند. مرد باش و بگو حال آقا مجتبی خوب شده و همین روزها از بیمارستان مرخص می‌شود و چهارشنبه همین هفته جلسه اخلاق برپاست. دلم از این می‌سوزد که حاج آقا همین بیخ گوشمان بود و قدرش را ندانستیم. این سال‌ها آنقدر مشغله داشتیم که اصلا چهارشنبه‌های تقویم را گم کرده بودیم. حالا مثل این بچه‌های خیالباف دارم با خودم قول و قرار می‌گذارم که «اگر حاج آقا خوب شود...» بیا و مردانگی کن تا این آرزوها به دل ما نماند. دلمان لک زده تا یک دفتر چهل برگ از آن مغازه‌دار قدیمی خیابان ایران بخریم و از همان در کوچک انتهای بن‌بست ملکی وارد مجلس شویم. اول یک استکان چای کمر باریک بخوریم و بعد برویم یک جایی نزدیکی‌های صندلی حاج آقا برای خودمان دست و پا کنیم.


دلمان لک زده تا حاج آقا اوصاف «متقین» را بگوید و ما مثل این میرزابنویس‌های کارکشته تند و تند نت برداریم و چند روز بعد دفتر را گم کنیم تا همین داستان هفته بعد هم تکرار شود. دلمان لک زده که گاهی اوقات برویم و پشت سر حاج آقا نماز بخوانیم و موقع قنوت گوش‌هایمان را تیز کنیم تا هر چه او خواند را تکرار کنیم، بدون آنکه حتی معنایش را بدانیم و بعد توی دلمان بگوییم حاج آقا که بی‌حکمت دعا نمی‌کند. اصلا دلمان لک زده برای همان غروری که پس از کلاس‌های اخلاق حاج آقا سراغمان می‌آمد. تا بادی در گلو بیندازیم و به دوستان بگوییم :«دیشب جلسه اخلاق حاج آقا مجتبی بودیم...» و همین جمله ساده را طوری آب و تاب دهیم که شنونده گمان کند با یکی از شاگردان خصوصی استاد طرف است.


دلمان لک زده تا در ایام اعتکاف، از مسجد آیت‌الله شاه آبادی بیرون برویم تا در مسجد چهل ستون پشت سر «آقا مجتبی» نماز بخوانیم و به تذکر آن روحانی جوان اعتنا نکنیم که می‌گوید اعتکافتان دچار مشکل می‌شود، از مسجد بیرون نروید! و ما با خنده بگوییم نماز پشت سر آقا مجتبی را عشق است! دلمان لک زده برای زل زدن به آن چشم‌هایی که انگار همیشه حوضچه اشک است. دلمان لک زده برای «آمین»
گفتن به دعاهایی که حاج آقا می‌خواند و دل ما را قرص می‌کرد که خدا بندگانش را دوست دارد. می‌بینی آقای دکتر! خروار خروار آروزهای ما روی آن تخت سفید خوابیده
است.


قول بده همین امشب وقتی معاینه‌ات تمام شد ، کنار تخت حاج آقا بایستی، دستت را به آسمان بلند کنی و «امن یجیب» بخوانی. اگر این قوانین دست و پا گیر پزشکی‌ات راه داد، سراغ حاج آقا برو، نگاه به چشمان بسته‌اش نکن، حتما صدایت را می‌شنود. سرت را کنار گوشش ببر و آرام بگو: «خیلی‌ها توی این شهر هزار رنگ چشم انتظارند که شما برگردید. یک وقت نا امیدشان نکنید...»بعد به نیابت از همه ما بر آن دستان بی‌رمق بوسه بزن که عجیب دلتنگش هستیم.


آقای دکتر جان تو و جان عزیز ما.



نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱٤ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ   

 اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین علیه السلام

امام حسین

* اولین مجلس: قبل از خلقت عالم، نور چهارده معصوم آفریده شده بود و هنگامی که خداوند اراده بر خلقت انسان نمود به فرشتگان فرمود: من بر آن هستم که در زمین جانشینی قرار دهم. فرشتگان پرسیدند: آیا می خواهی کسی را در زمین قرار دهی ک تباهی کند و خون بریزد؟ ( آنها موجودات خاکی را دیده بودند که خون ریز و اهل تباهی بودند.) خداوند فرمود: من اسراری می دانم که شما نمی دانید. در واقع این اولین مجلسی بود که مظلومیت امام حسین ملائک را متأثر و اندهناک ساخت.

 

* دومین مجلس: بععد از خلقت حضرت آدم(ع) و رانده شدن ایشان از بهشت، آدم(ع) به خاطر ترک اولی که کرده بود گریه و انابه به درگاه پروردگار می کرد، سالها بدین صورت سپری شد تا اینکه در صحرای عرفات جبرئیل به او خطاب کرد: ای آدم! اگر تا قیامت گریه کنی و افراد آبرومند را برای شفاعت به درگاه پروردگار نیاوری عذرت پذیرفته نخواهد شد! آنگاه حضرت آدم به عرش نگاه کرد و نامهای مقدس پنجگانه را دید و جبرئیل آنها را به او تلقین کرد:

ای آدم! بگو یا حمیدُ بحقّ محمد، یا عالی بحقّ علی، یا فاطر بحقّ فاطمه، یا محسن بحقّ الحسن، و یا قدیم الاحسان بحقّ الحسین(ع)... هنگامی که نام حسین بر زبانش جاری شدف سیل اشکش جاری و قلبش نرم شد و گفت: چرا یاد و نام پنجمین اسم قلبم را میشکند و گریه ام میگیرد؟ جبرئیل در بیان علت آن به مرثیه سرایی حسین (ع) پرداخت و حضرت آدم و فرشتگان نیز شنیدند و گریه کردند. و جبرئیل افزود: « بر فرزندت حسین(ع) در راه حق و عدالت، مصیبتی فرود می آید که با همه ی مصائب، در برابر آن کوچک است.» (بحارالانوار، ج44، ص 245)

* نوح در کربلا: هنگامی که نوح افراد مومن و از هر حبوان یک جفت را سوار کشتی نمود. هنگامی که کشتی به کربلا رسید. آب متلاطم شد و نوح از غرق شدن ترسید. خطاب آمد اگر می خواهی از این گرداب نجات پیدا کنی باید به حسین من توسل کنی، جبرئیل پیام آورد که اینجا شهادتگاه حسین (ع) است. اینجا بود که نوح و کشتی نشینان گریه کردند و بر قاتلان حسین لعن و نفرین نمودند. (بحارالانوار، ج44، ص243)

* روز تولد امام حسین(ع): وقتی امام(ع) متولد شد، نوزاد را به محضر پیامبر (ص) آوردند؛ پیامبر در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند و او را در دامان خود گرفت و به مرثیه و گریه بر او پرداخت. حضرت زهرای اطهر(س) علت گریه ی پیامبر (ص) از او پرسید که آیا فرزندم عیبی دارد؟ که این چنین بر او گریه می کنی؟ ... هنگامی که رسول خدا9ص8 دخترش فاطمه را از شهادت امام حسین(ع) با خبر نمود. زهرای اطهر (س) بسیار گریه کردند و عرض نمود: پدرجان آیا در وقت شهادت او شما هستید؟ فرمود: نه دخترم. آیا باباش علی(ع) هست؟ نه دخترم. آیا من هستم؟ نه دخترم. عرض کرد: پس چه کسی برای فرزندم گریه می کند و برای او مجلس عزاداری بر پا می کند؟ رسول خدا فرمودند: فاطمه جان، همانا زنان امت من بر زنهای اهل بیتم و مردان امتم بر مردان اهل بیتم می گریند و عزای فرزندم حسین(ع) را هر سال طائفه ای بعد از طائفه ای تازه می کنند و در شهادت او اشک می ریزند. ای فاطمه چشمان همه ی مردم در قیامت گریان است جز چشمی که بر حسین من گریه کرده باشد. ( سوگنامه سیدالشهدا، ص 54)

خنده کنان می رود روز جزا در بهشت / هر که به دنیا کند گریه برای حسین

* امام علی(ع) در راه صفین: ابن عباس میگوید: به هنگام حرکت به سوی صفین من همراه علی (ع) بودم. وقتی در ساحل فرات و دشت نینوا پیاده شدیم، علی علیه السلام با صدای رسا پرسید: « ابن عباس آیا این سرزمین را می شناسی؟» گفتم نمی شناسم. فرمود: « اگر میدانستی اینجا کجاست تا همانند من نمی گریستی از آن نمیگذشتی» این جمله را فرمود و آنقدر گریه کرد که سیلاب اشک از محاسن سشریفش بر سینه اش ریخت و ما نیز گریستیم. آنگاه آهی از دل کشید و فرمود: مرا با دودمان پلید ابوسفیان، این حزب شیطان و دوستان کفر بیداد و فریب چکار؟ و می فرمود: شکیبایی کن! شکیبایی کن یا ابا عبدالله چرا که پدرت نیز همین گونه با شقاوت و بیداد آنان رو برو بود.  (ویژگیهای امام حسین، ص 261)

* کنار بستر امام حسن(ع) : هنگامی که مسمومیت امام حسن مجتبی در جسم شریف او به ویژه در جگرش ظاهر شد و آخرین لحظات عمرش فرا رسید، حسین(ع) برادر را در آغوش کشید و گریست. امام حسن از علت گریه پرسید و امام حسین (ع) پاسخ داد: « به خاطر ظلمی که بر شما رفته اندوهگینم.» امام حسن (ع) فرمود: « لایومٌ کَیومکَ یا ابا عبدالله؛ روزی همانند روز تو نخواهد بود یا ابا عبدالله... چرا که یک سپاه دهها هزار نفری (مدعی مسلمانی) شما را محاصره می کنند و به کشتن شما و شکسن حرمت و اسارت بانوان و کودکانت، همدست می شوند آنروز است که از آسمان خاک و خون میبارد و تمامی موجودات حتی ماهیان دریا و حیوانات بیابانها می گریند. (ویژگیهای امام حسین، ص 267)

* مجالس متعددی قبل از شهادت امام (ع) رخ داده : در مکه در کنار خانه خدا - در خود کربلا هنگام رسیدن به کربلا که حضرت نام آنجا را پرسید - در عصر تاسوعا هنگامی که امام حسین(ع) به شمشیرش تکیه کرده بود و با خواهرش دردل میکرد. - در شب عاشورا که حضرت شمشیرش را آماده نبرد میساخت و شعر یا دهر افٌ لک من خلیل را زمزمه میکرد. - در شب عاشورا وقتی امام دستور داد مشعلها را خاموش کنند و به اصحاب فرمود که بیعت برداشته شد، میتوانید بروید و آنان را قبول نکردند و ماندند.

و پس از شهادت حضرت(ع):

* اولین مجلس پس از شهادت در مدینه بود. ابن عباس چون نابینا بود نتوانست در کربلا در رکاب امام حسین(ع) باشد می گوید: من در خانه خود خواب بودم که ناگهان از سوی خانه ام سلمه فریاد تکان دهنده ای به گوشم رسید از خانه خارج شدم. زن و مرد با شنیدن شیون او به خانه اش روی آوردند. علت گریه را پرسیدم. جوابم را نداد و رو به زنان بنی هشم کرد و گفت: ای دختران عبدالمطلب! در سوگواری بر حسین و گریه بر شهادت او مرا یاری کنید. از آن بانو پرسیدم از کجا میدانید؟ گفت « پیامبر(ص) را دیدم که گرد و غباری بر چهره اش نشسته ، علتش را پرسیدم فرمود : فرزندم حسین را کشتند. و خود پیکر به خون خفته اش را نگریستم.» ( ویژگیهای امام حسین، ص 280)

* مجلس دوم در شهادتگاه آن حضرت با مرثیه سرایی حضرت زینب بود و خاندان پیامبر(ع) و سپاه دشمن سوگوار و گریان بر حسین(ع).

* مجلس سوم: با ورود سرهای بریده و اسیران داغدار به کوفه در کوچه های آن برپا شد.

* مجلس سوگ دیگر : در مسجد اموی برپا شد که مرثیه سرا امام سجاد(ع) و شنوندگان، یزید و بنی امیه و تعداد کثیری از مردم بی خبر بودند. که پس از سخنان امام سجاد(ع) همه ی مردم یکپارچه فریاد زدند و طوفانی از شیون و فریاد پدید آمد. ( همان، ص 286)

* مجلس بعدی: در کربلا و در اربعین ( چهلم) آن حضرت برگزار گردید. مرثیه سرا حضرت زینب و بانوان بودند و شنوندگان طائفه ی بنی اسد و جابر و عطیه بودند.

* مجلس بعدی: در مدینه بود که مرثیه سرا امام سجاد بود و ...

مجالس امام حسین علیه السلام تا امروز ادامه دارد و تا قیامت نیز ادامه خواهد داشت. علامه امینی شب عاشورا برای آقا امام زمان(عج) صدقه کنار می گذاشتند و میگفتند: امشب قلب حضرت در فشار است. نکند ما صدقه رو فراموش نکنیم.

صل الله علی الباکین علی الحسین(ع)

عاشورا, اهل بیت (ع)

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۸ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ   

دهم محرم سال 61 هجری، حادثه‌ عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌تمام رها کرد و برای
ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت
‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت
کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی
ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.

با استناد به دانشنامه 14 جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان کاروان
حسینی(ع) و چگونگی مرگ آنان در جدول زیر ارائه می‌شود:

 

نام

نقش وی در کربلا

سرانجام و چگونگی مرگ

شمر بن ذی‌الجوشن

نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه
به امام حسین(ع) و یارانش

دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در
روغن داغ

محمد بن اشعث بن قیس

نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی
بود که مسلم را دستگیر کردند

روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش
زد و با خواری تمام مُرد

عبید الله بن زیاد

در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله
تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت

چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و
باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد

یزید بن معاویه

چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع)

هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش
همچون قیر، سیاه شد

سنان بن انس

نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(ع) داشت

زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا
رفت

عمر بن سعد

مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر
عهده داشت

به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا
شد

حرملة بن کاهل

پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع)

مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران
کنند

حصین بن نُمیر

فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام
حسین(ع)

ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به
کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران
باشد

مالک بن نُسیر کِندی

فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع)

قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر
ماند

زرعه دامی

از قاتلان امام(ع)

هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت
به من آب دهید

محمد بن اشعث

هتک حرمت امام حسین(ع)

توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد

عبدالله بن حَوزه

تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع)

قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر
او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت

شبث بن ربعی

با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد

ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس
سرش را جدا و جسدش را سوزاند

ابحر بن کعب

برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش
ایشان

ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش
را از حدقه درآورد

شرحبیل

از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد

مختار او را با آتش سوزاند

عمروبن حجاج

در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش
بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه
بود

به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان
هلاک شد

احبش بن مرثد(اخنس)

با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به
غارت برد

پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از
کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد

عبدالله بن ابی حُصین

آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای
حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری

به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار
شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد

بَجدل بن سُلیم

انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر
برید

مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون
غلتید تا هلاک شد

اسحاق بن حَیوه حضرمی

داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به
غارت برد

با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و
موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت
رسید

 

اهل بیت (ع), امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۸ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ   

تا بال و پر عشق به جانم دادند

در وادی عاشقان مکانم دادند

گفتم که کجاست کعبه اهل ولا

درگاه حسین را نشانم دادند

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

ای آن که غمت مسئله آموز من است

شور غم تو در دل پرسوز من است

روزی که حسین! بر تو من گریه کنم

سوگند به تو که بهترین روز من است

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین!

این چشم تهی نگشت از آب حسین!

عمری است نیازمند این درگاهم

یک لحظه گدای خویش دریاب! حسین

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

هم عشق حسین، معنی زندگی است

هم گریه بر او کمال سازندگی است

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

آنان که به گوش دل شنیدند تو را

رفتند و به پای دل رسیدند تو را

آن کوردلان که بر دلت تیر زدند

دیدند تو را، ولی ندیدند تو را

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

هر روز عاشورا و هر مکان مانند کربلا، جایی است برای امتحان سختِ عاشقی.

 

عاشورا، روزی است که هر لحظه در صحنه تاریخ تکرار خواهد شد و خاطره حماسه سازانش، در قلب هر آزاده ای همچون خورشید خواهد درخشید.

 

اهل بیت (ع), امام حسین (ع), پیامک

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٤ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ   

از نسل حیدری و دلاورتر از تو نیست

یعنی پس از علی علی اکبرتر از تو نیست

منطق قبول داشت که با خلق و خوی تو

شخصی میان خلق پیمبرتر از تو نیست

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام مبارک باد

 

گمانم لیلی حسن قدم از قلزم رحمت

برای رحمه للعالمینش گوهر آورده

کمال نهضت خونین عاشوراست شادی کن

که پیک خوش خبر یک مژده از جان پرور آورده

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام مبارک باد

 

برو باد صبا بر گو به زهرا دیده ات روشن

که از بهر حسینت ام لیلا یاور آورده

در دیوار یثرب می زند فریاد آزادی

که مصباح الهدی را حق شکوه یاور آورده

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام مبارک باد

 

عروس فاطمه امشب به پاس یاری قرآن

برای سنگر الله اکبر،اکبر آورده

جوانان را بشارت ده خدا از نسل پیغمبر

برای جانفشانی بر جوانان رهبر آورده

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام مبارک باد

 

اهل بیت (ع), حضرت علی اکبر(ع), پیامک

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ