درباره نویسنده
فدائی ولایت

این وبلاگ به احترام و به یاد تمامی شهدای عزیز و عظیم ایران اسلامی، بویژه با گرامی داشت یاد و خاطره شهید بزرگوار، شهید "هرمز کیائی وسکوئی" ایجاد شده است. شهیدی که در شهریور ماه سال 1365، در عملیات کربلای 2، در منطقه عملیاتی حاج عمران و به عنوان یکی از مسئولین واحد تخریب دعوت حق را لبیک گفته و به خیل عظیم شهدا ملحق شده است.

منوی اصلی
مطالب پیشین
دوستان من
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
ابر برچسب ها
امکانات دیگر


» شهيد هرمز كيائي

 باز باران با ترانه
 می خورد بر   بام خانه ، یادم آرد کربلا را
 دشت پر شور و نوا را

 گردش یک ظهر غمگین
 گرم و خونین
 لرزش طفلان نالان   ،  زیر  تیغ و نیزه ها   را
...  باز   باران

 با صدای گریه های کودکانه
 از فراز گونه های زرد   و عطشان   با گوهر های فراوان

 می چکد از چشم طفلان پریشان

 ...    پشت نخلستان نشسته

 رود    پر پیچ و خمی   در حسرت لب های ساقی
 چشم در چشمان هم  ،  آرام و سنگین

 می چکد آهسته از چشمان سقا   ، بر لب این رود پیچان   ،باز باران ...
 ...   باز   باران   با   ترانه
 آید از چشمان مردی خسته جان
 هیهات بر لب     ،از عطش در تاب و تب
 نرم نرمک می چکد این قطره ها        بر    روی لب

  شش ماهه طفلی    ،  رو به پایان

 مرد محزون   ،  دست پر خون
 می نشاند از گلوی نازک شش ماهه بر لب های خشک آسمان       با چشم گریان . . .
 باز باران ...

باز باران
 باز هم اینجا عطش    ، آتش     ، شراره   ،جسم ها افتاده بی سر پاره پاره
 می چکد از گوش ها    باران خون   و کودکان بی گوشواره
 شعله ها   در    دامن   و       پا    می چکد   خار مغیلان
 وز    درین تفتیده  دشت   و سینه ها    بر پاست طوفان
 دست ها      آماده  ی شلاق   و سیلی
 چهره ها   از    بارش شلاق ها    گردیده نیلی
 وز درین صحرای سوزان می دود طفلی سه ساله
 پر زنا        ،     نه پای خسته    ،  دل شکسته
 رو برو بر ی نیزه ها خورشید تابان
 می چکد از   نیزه ها بر خاک سوزان    ،خون یاران    ،باز باران ...

 ... باز باران قطره قطره

 می چکد از چوب محمل
خاک های چادر زینب به آرامی شود گل
 می رود این کاروان منزل به منزل
 می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ     باران
 آری آری   باز سنگ و    باز    باران
 آری آری تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
 تا نگیرد    دامن طفلان محزون را نشانه
 تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
 بر فراز خیمه ها بر گونه ها بر مشک ساقی
 ...آه باران  ..پس بباران   بر لب عطشان یاران ...**

شعر, اهل بیت (ع), امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٩ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ   

به سیل اشک باید شست راه کاروان را
هنوز از جبهه می‌آرند تابوت جوان‌ها را

کدامین کاروان آهنگ یوسف با خودش دارد
غم ابرو کمان ها می‌نوازد قد کمان‌ها را

نه پیراهن به تن مانده نه بوی پیرهن مانده
امان از این چنین داغی که می‌برد امان‌ها را

به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنین روزی
ولی باور نمی‌کردیم این خط و نشان‌ها را

 

به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودند
همانانی که با خود می‌بردند این استخوان‌ها را

اگر دریا نمی‌گنجد به کوزه با چه اعجازی
میان چفیه پیچیدند جسم پهلوان‌ها را

خبر دادند یوسف‌ها به کنعان باز می‌گردند
ندانستیم با تابوت می‌آرند آنها را

به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند
خدا از شانه مردم نگیرد این تکان‌ها را

شعر, شهدا

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٩ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ   

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگـویـم زکم و بیـش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لـب بـاز نکـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق شکرخند لبـش جان نسپـردم
شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم

بشکسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند « امین » ، بستۀ دنیا نیـم اما
دلـبـسـتـۀ یــاران خــراسـانـی خویشم

شعر, امام خامنه ای

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٩ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ   

 با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در طول سال های 68 تا کنون در جمع دانشجویان ، استادان دانشگاه ها ، مسئولین شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر مجامع علمی و مقایسه وضعیت دانشگاه های کشور با آن به وضوح مشاهده می شود که متاسفانه بعضی از دانشگاه ها هدف و چارچوب خود را گم کرده اند .حالا به مقایسه چند توصیه رهبری نسبت به جو دانشگاه ها و ترتیب اثر ندادن این توصیه ها در دانشگاه ها می پردازیم :

لطفا" توصیه ها را در ادامه مطلب مشاهده نمایید



نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٧ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ   

جنبه های اعجاز قرآن کریم

نشانه هایی برای اهل ایمان 

سوره الأنعام, آیات ۹۵-۹۹
خداوند شکافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده خارج میسازد و مرده را از زنده، این است خدای شما پس چگونه از حق منحرف میشوید؟(۹۵)

او شکافنده صبح است و شب را مایه آرامش و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده است، این اندازهگیری خداوند توانای دانا است. (۹۶)

او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد تا در تاریکیهای خشکی و دریا بوسیله آنها هدایت شوید، نشانه‏ها(ی خود) را برای کسانی که می‏دانند (و اهل فکر و اندیشه‏اند) بیان داشتیم. (۹۷) او کسی است که شما را از یک نفس آفرید، در حالی که بعضی از انسانها پایدارند (از نظر ایمان یا خلقت کامل) و بعضی ناپایدار، ما آیات خود را برای کسانی که می‏فهمند بیان نمودیم. (۹۸)

او کسی است که از آسمان آبی نازل کرد و بوسیله آن گیاهان گوناگون رویانیدیم، از آن ساقه‏ها و شاخه‏های سبز خارج ساختیم و از آنها دانه‏های متراکم، و از شکوفه نخل خوشه‏ها با رشته‏های باریک بیرون فرستادیم و باغها از انواع انگور و زیتون و انار شبیه به یکدیگر و بیشباهت هنگامی که میوه می‏کند به میوه آن و طرز رسیدنش بنگرید که در آن نشانه‏هائی برای افراد با ایمان (۹۹)



نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٧ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ   
ای که فصل آمدنت ، زیباترین فصل زندگانی است وحضورت، گویاترین پیام آشنایی.
ای که باب خدایی و واسطه فیض ، دریای رحمتی و بی کران مهر.
یا حجت بن الحسن العسکری (عج الله تعالی فرجه الشریف)
ای امام ما
مارا دریاب!
ما را دریاب که خوب می دانیم این ماییم که در غفلت به سر  می بریم،در غیبت از خود و مولای عشق وشما حاضر ترین حاضرانید.
این ماییم که پرده غفلت و زنگار عصیان ، چون خاری در چشمانمان غلتیده و مانع دیدار یارمان گشته است.
این ماییم که معرفت شما را کسب نکرده وبدون شناخت ، بانگ عاشقی ویاری سر می
دهیم
غافل از اینکه معرفت شما الفبای عاشقی است وبدون این مهم پا نهادن در میدان
عشق ورزی کاری بس بیهوده است.این ماییم که شما را در پس پرده غیبت به انتظار نهاده ایم.
آری !منتظر واقعی شمایید که در انتظار ظهور ما از غفلت  وخودیت واز سر در گمی
وحیرت نشسته اید.این، ماییم که چونان فرزندانی ناسپاس ،یادی از پدر سفر کرده مان
نمی کنیم،
پدری مهربان که از اعمال ورفتار نابخردانه فرزندانش چشمانش به اشک می نشیند
ودل رووف وپر عطوفتش از بی مهری ما طوفانی می شود.این ماییم که معنی عدالت را به درستی نمی دانیم ومدینه فاضله ی مهدی را باورنداریم و آن دولت کریمه که عدالت را با تمامی معانیش محقق می سازد ، به خاطر نداریم. آری، اگر به یقین آرمان شهر مهدوی را می شناختیم وباورش می کردیم،آنگاه مضطر واقعی می شدیم و بی تابانه مشتاق آمدنش می بودیم وبرای تحقق آرمانش مهیا می شدیم.
این، مائیم که شما را تنها در دعاهای ندبه و فرج و در آدینه ها که دلهایمان غرق دلتنگی است، یاد می کنیم ودر عرصه های دیگر زندگی ، در کار و ازدواج و تحصیل و هزاران هزار لحظه دیگر بدست فراموشی سپرده ایم.
پس ای مولای عشق! ما را دریاب!
برایمان دعا کن تا از غیبت به در آییم و زنگار غفلت را بزداییم.
برایمان دعا کن تا جام معرفتت را سر کشیم و مضطردر پی ات باشیم.
برایمان دعا کن که تنها شما را الگوی زندگی خویش قرار داده و از هرچه نا پاکی
است!
به دور باشیم.
اهل بیت (ع), امام زمان (عج), دل نوشته

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٥ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ   

آیت‏اللَّه سیدعبدالحسین دستغیب در سال 1292 شمسی (عاشورای 1332 ق) در شیراز در خانواده‏ای که 800 سال سابقه علم و فضیلت دارند متولد گردید. وی پس از سپری کردن مقدمات علوم اسلامی، در 22 سالگی به نجف اشرف مهاجرت نمود و در آنجا از محضر استادانی چون سیدابوالحسن اصفهانی، شیخ محمد کاظم شیرازی و سید میرزا آقا اصطهباناتی استفاده نمود و پس از سالیانی اقامت در نجف، از بزرگان حوزه علمیه آن سامان، اجازه اجتهاد گرفت. در نجف روح جستجوگر آن شهید در پی یافتن صاحبدلی بود که او را به ودای ایمَن برساند، تا آنکه سرانجام در محضر پرفیضِ استاد اخلاق، میرزا محمد علی قاضی تبریزی، آرامش یافت و از خواص استاد شد. آیت‏اللَّه دستغیب همراه با قیام امام خمینی(ره) در سال 1341، مبارزات خویش را آغاز نمود و در 15 خرداد 1342 بازداشت و به تهران تبعید گردید. از آن پس چندین بار در مدت حکومت طاغوت بازداشت و تبعید شد. در طی این مقطع از مبارزات بود که ایشان به همراه چهار تن دیگر از علما، اعلامیه‏ای صادر و شاه را از سلطنت خلع نمودند. آیت‏اللَّه دستغیب پس از پیروزی انقلاب اسلامی وظایف ارزشمندی را در نظام جمهوری اسلامی از جمله: نمایندگی مردم شیراز در مجلس خبرگان، امامت جمعه شیراز و نمایندگی امام خمینی(ره) در استان فارس به عهده گرفت. آیت‏اللَّه دستغیب علاوه بر خدمات متعددی که صرف ساخت، تاسیس و بازسازی بناها و آثار خیریه نمود دارای تالیفات متعددی است که آدابی از قرآن، معراج، ایمان، گناهان کبیره، قلب سلیم، داستان‏های شگفت و... از آن جمله‏اند. این عالم وارسته و معلم اخلاق سرانجام در بیستم آذر 1360 ش برابر با چهاردهم صفر 1402ق هنگامی که برای ادای نماز جمعه عازم محل برگزاری آن بود از سوی منافقین ضدانقلاب در 68 سالگی به شهادت رسید.  

روحانیت, تقویم تاریخ

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٠ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ   

خوب ابتدا بهتر است با انواع این پهپادها آشنا شویم. این نوع پهپادها که در واقع مینی هواپیما محسوب می شوند در دو نوع تهاجمی و شناسایی ساخته می شوند. در واقع ابعاد کوچک این هواپیماها امکان مانور در طراحی را کم می کند و الزامات هر نوع از این هواپیماها هم در حدی وسیع است که ادغام آنها در یک نوع پهپاد میسر نیست. در واقع نوعی که با حرف R نامگذاری می شوند نوع شناسایی یا Reconnaissance هستند و نوعی که با M ناممگذاری می شوند نوع تهاجمی یا Military (شاید هم مخفف missile) هستند. در واقع نوع شناسایی بیشتر از آنکه در اختیار ارتش امریکا باشد در اختیار سیا است.



نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٩ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ   

حضرت سجاد(ع) در روز پنجم شعبان یا 15 جمادی الاولی سال 38 هـ.ق در مدینه دیده به جهان گشود و در 12 یا 25 محرم سال 95هـ.ق، در مدینه به دسیسه هشام بن عبدالملک مسموم شده و در 56 سالگی به شهادت رسید.

در واقعه کربلا امام زین العابدین(ع) 23 سال داشت، مرقد شریفش در مدینه، قبرستان بقیع در کنار قبر امام حسن مجتبی(ع) است.

مادر آن امام بزرگوار بنا بر منابع تاریخ اسلامی، غزاله از مردم سند یا سجستان که به سلافه یا سلامه مشهور بود، ولی برخی از منابع دیگر نام مادر حضرت سجاد(ع) را  شهربانویه، شاه زنان، شهرناز، جهان بانویه و خوله یاد کرده اند.

امام سجاد (ع), اهل بیت (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٧ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ   

آیا دوست دختر...و دوست پسر از اکتشافات جدیده...؟؟؟

یا قبلا هم بود...؟؟؟

در کتابهای قدیمی به این مطلب میرسیم ! پس این موضوع از اکتشافات جدید نیست...!!!

مثلا در قرآن این موضوع وجود دارد!!!   پس...چیز جدید...و اکتشاف جدیدی نیست!!!

قرآن راجع به این موضوع از واژه ی (اخدان) استفاده کرده است

اخدان ، خدن ، خدنه : یعنی ارتباطی که دارای سه ویژگی باشد (دوستی) (هوس آلود) (مخفیانه)       به فرهنگ لغت رجوع کنید

آیه ی ۲۵ نساء (و لا متخذات اخدان) : (ا ت) جمع مؤنث : خانمها اخدان نگیرید

آیه ی ۵ مائده (و لا متخذی اخدان) : (ی ن) جمع مذکر : آقایون اخدان نگیرید (ن) بخاطر اضافه خذف شده

که این دو آیه هر (نوع دوستی)( هوس آلود)( مخفیانه) را با هر کسی یا هر چیزی ممنوع کرده است...!!!

منبع : آیات ۵ مائده و ۲۵ نساء و فرهنگ لغت عربی

نکته های ناب

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٧ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ   

امام سجاد علیه السلام فرمود: سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهی می باشد و از سختی ها صحرای محشر در امان است:

اوّل آن که در کارگشایی و کمک به نیازمندان و درخواست کنندگان دریغ ننماید.

دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتی بیندیشد که کاری را که می خواهد انجام دهد یا هر سخنی را که می خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودی خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او می باشد.

سوّم قبل از عیب جویی و بازگویی عیب دیگران، سعی کند عیب های خود را برطرف نماید.

 تحف العقول: ص204

امام سجاد علیه السلام فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشتن زبان از بدگویی و غیبت مردم، خود را مشغول به کارهایی کردن که برای آخرت و دنیای انسان مفید باشد و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود ناراحت باشد. تحف العقول: ص 204

 

امام سجاد (ع), اهل بیت (ع), حدیث, نکته های ناب

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٧ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ   

راه نخست:راه بادیه
کوفه، در عرض جغرافیایىِ حدود 32 درجه
و دمشق، در عرض جغرافیایىِ حدود 33 واقع است. این، بدان معناست که مسیر طبیعى میان
این دو شهر، تقریبا بر روى یک مدار، قرار دارد و نیازى به بالا رفتن و پایین آمدن
بر روى زمین، جز در حدّ کسرى از یک درجه نیست. بر روى این مدار، راهى واقع بوده که
به «راه بادیه» مشهور بوده است. این مسیر، کوتاه ترین راه بین این دو شهر است و
حدود 923 کیلومتر مسافت داشته است.

مشکل اصلى این راه کوتاه، گذشتن آن از صحراى بزرگ میان عراق و شام است که
از روزگاران کهن، به «بادیة الشام» مشهور بوده است.
 
امام حسین (ع), اهل بیت (ع), عاشورا

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٦ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ   

آن بهشتی رو که  عزم سیر در گلزار داشت

بر لبش شهد شکر  در ذکر یا غفّار داشت

با زبان عشق رمز  عشق را اظهار داشت

بلبلی برگ گلی  خوشرنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و  نوا خوش ناله های زار داشت

 

گفتم ای جان  عاشقی را منشا ارشاد چیست

این بنای جاودان  را بانی و استاد کیست

گفت مرغ روح در  زندان تن آزاد نیست

گفتمش در عین  وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را شوق  وصل یار بر این کار داشت

 

لاله رخسار  گلگونش چو آتش بر بیاض

دولت بیدار عشقش  را نباشد انقراض

رهروی کوی وفایش  را نباشد ارتحاض

یار اگر ننشست  با ما نیست جای اعتراض

پادشاه کامران  بود از گدایان عار داشت

 

ای خوش آن چشمی  که باشد آشنا با حسن دوست

می دهد آیینه ی  دل را جلا با حسن دوست

محفل عشاق را  باشد صفا با حسن دوست

در نمی گیرد  نیاز و ناز ما با حسن دوست

خرم آن کز  نازنینان بخت برخوردار داشت

 

گر قبول افتد که  طوف کعبه ی جانان کنیم

فخر بر خورشید و  ماه و انجم و کیوان کنیم

بهر قربان در  منای دوست جان قربان کنیم

خیز تا بر کلک  آن نقاش جان افشان کنیم

کاین همه نقش  عجب در گردش پرگار داشت

 

ای دل از دنیا  حذر کن پخته شو خامی مکن

خاک راه اهل دل  می باش و خودکامی مکن

سر به پای  راستان بگذار و نمامی مکن

گر مرید راه  عشقی فکر بدنامی مکن

شیخ صنعان خرقه  رهن خانه خمار داشت

 

جلوه ی عشق است  یوسف را چراغ راه خیر

گر به چاه افکند  خویشش ور برون آورد غیر

دل که با حق  آشنا شد خواه مسجد خواه دیر

وقت آن شیرین  قلندر خوش که در اطوار سیر

ذکر تسبیح ملک  در حلقه زنّار داشت

 

از مقامش بر  مشام جان وزد بوی بهشت

چون به گلگشت  آمد آن گلچهر در گلزار و کشت

کلک مردانی به  تضمینش خوش این طغرا نوشت

چشم حافظ زیر  بام قصر آن حوری سرشت

شیوه ی جنات و  تجری تحتها الانهار داشت

اهل بیت (ع), امام حسین (ع), شعر

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٥ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ   

ای ابتدای شعرهای عاشقانه

وی منتهای آرزوی عارفانه

ای خشک لب ! مستغنی از امواج دریا

وی در عطشناکی سروده صد ترانه

ای هفت دریا همچو قطره پیش قدرت

ای بحر نا پیدا ، کران بی کرانه

از بهر گلخند لبان غنچه لبخند

وی بهر آواز تر بلبل ، بهانه

ای سرالاسرار تمام آفرینش

در بهت سرگردانی عرفان نشانه

در خشکی سُکر لبانت راز مستی

کز هرم آن خیزد ز خُمّ می زبانه

ماییم و قلبی پر نیاز و سوز و سازی

در پیشگاه حس ناب شاعرانه

ما را نیاید وصف تو با شعر لالی

هیهات زین سودای خام کودکانه

در قاف قدر شامخت ما را گذر نیست

کانجا بجز عنقا ندارد آشیانه

صد کهکشان چون نقطه ای محو تو هستند

ای خارج از حد تصور در میانه

با تو ازل آغاز گردید و روان شد

تا انتها جاری شد و مانا زمانه

در لامکان بی زمانی عشق جاوید

در بهت "لا ادری" مایی جاودانه

ای "مطلع الانوار" اشراقات شرقی

ای غرب عرفان ابتدای شهر قانه

لاف تجرد می زند صوفی و لیکن

مانند ابجد خوان مکتب ناشیانه

اما به لطف مهر تو گشته مجسم

تصویر تو در شعر چشمانم شبانه

آنک تو و موج عطا ای بحر احسان

اینک گدای عاشقی بر آستانه

امام حسین (ع), اهل بیت (ع), شهدا

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٥ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ   

چون میر کربلا به صف کربلا رسید

هنگام درد و محنت و کرب و بلا رسید

از پشت زین به روی زمین چون نزول کرد

پای زمین به دامن عرش علا رسید

آن ماه چون پیاده شد از اسب پیلتن

بر گوش او زهاتف غیب این ندا رسید

کامروز روز وعده عهد الست توست

آماده شو که موسم صبر و رضا رسید

در نینوا چو منزل شاه حجاز شد

اهل عراق را مگر از نو نوا رسید؟

چون کوفیان زآمدنش باخبر شدند

گفتند البشاره که مهمان ما رسید!

پس او به ناله گفت به مردان کاروان

برپا کنید خیمه که حکم قضا رسید

یثرب کجا، حجاز کجا، کربلا کجا

انجام  کار ما زکجا تا کجا رسید

گفتا به خواهرش که به منزل رسیده‌ایم

آسوده باش رنج تو را انتها رسید

اینجاست وعده‌گاه تو و قتلگاه من

از بهر من بلا و تو را ابتلا رسید

از این زمین به منزل دیگر نمی‌رویم

هرچند ز اهل کوفه به ما نامه‌ها رسید

"ذاکر  " خموش باش که اجر تو با خدا

عفو و گناه و بخشش جرم و خطا رسید

اهل بیت (ع), شهدا, شعر, حضرت عباس(ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٤ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ   

در همهمهء غیرت و درد، مگر می شود کار دیگری هم، کرد؟! دلشوره درد، خواب
را پس می زند و غیرتِ عشق، آب را.

همه چیز، از آب، از نگاهِ مردانهء ملکوتی عبّاس، موج بر می داردو دست
های تشنه خاک، به تماشای چشمان ماه نبی هاشم، بلند می شود.

آبروی آب، از اوست:

هر آب، که در مشکِ او نیست،

آب نیست، آبرویی است فروهِشته!

ذهن علیل ابلیس، آدم را ـتنها ـ خاک می بیند.

مکاشفهء عطش و جانبازی، در باور آب و آتش نمی گنجد.

امّا ابوالفضل، کار خود را می کند؛ ماندن، کار او نیست.

دست از "آب" می شوید و از "جان" خویش نیز!...

عاشورا, امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٤ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ   

چه  زود  شستی  از آن دستهای زیبا دست

کشید از سر دنیایت آرزوها دست

شب ولادت تو قلب مادرت لرزید

و داد حال عجیبی برای بابا دست

گرفت دست ترا (غرق بوسه باران) کرد

که راز هجرت سرخ تو بود فردا دست

زمان گذشت و گذشت و رسید عاشورا

رسید تا بدهد امتحان خود را دست

بیا که صد  گره کور از طناب حیات

شبی به ناخن تدبیر می کند وا دست

 

عاشورا, امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱۳ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ   

شد چو خرگاه امامت چون صدف‏

خالى از درهاى دریاى شرف‏

شاه دین را گوهرى بهر نثار

جز درّ غلطان نماند اندر کنار

شیرخواره شیر غاب پر دلى

نعت او عبدالله و نامش على

در طفولیت مسیح عهد عشق‏

انّى عبدالله گو در مهد عشق

شعر, عاشورا, امام حسین (ع), اهل بیت (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ   

وقتش رسیده است که پر در بیاوری

از راز خنده ی همه سر در بیاوری

وقتش  رسیده است که با روضه های خشک

اشکی ز چشم چند نفر در بیاوری

وقتش رسیده است که موسی شوی و باز

از نیل تا فرات جگر در بیاوری

خود را به روی تیغ کشاندی که جنگلی

از زیر دست های تبر در بیاوری

تو یک تنه حریف همه می شوی و بس

از این قماط ، دستی اگر در بیاوری

تو از نوادگان مسیحی ،‌بعید نیست

از خاک ،‌مشک تازه و تر در بیاوری

در این کویر خار گل انداخت گونه ات

گفتی کمی ادای پدر در بیاوری

لب میزنی به هم که بخوانی ترانه ای

اشکی به این بهانه مگر در بیاوری

اهل بیت (ع), امام حسین (ع), عاشورا, شعر

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ   

وقتش رسیده است که پر در بیاوری

از راز خنده ی همه سر در بیاوری

وقتش  رسیده است که با روضه های خشک

اشکی ز چشم چند نفر در بیاوری

وقتش رسیده است که موسی شوی و باز

از نیل تا فرات جگر در بیاوری

خود را به روی تیغ کشاندی که جنگلی

از زیر دست های تبر در بیاوری

تو یک تنه حریف همه می شوی و بس

از این قماط ، دستی اگر در بیاوری

تو از نوادگان مسیحی ،‌بعید نیست

از خاک ،‌مشک تازه و تر در بیاوری

در این کویر خار گل انداخت گونه ات

گفتی کمی ادای پدر در بیاوری

لب میزنی به هم که بخوانی ترانه ای

اشکی به این بهانه مگر در بیاوری

اهل بیت (ع), امام حسین (ع), عاشورا

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ   

میرزا یونس معروف به میرزاکوچک خان در سال 1259 ش برابر با 1298 ق در شهر رشت چشم به جهان گشود و بیشتر تحصیلات خود را در شهرهای رشت و تهران گذراند. میرزا در 1286 ش در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای سرکوبی محمدعلی شاه قاجار، روانه تهران شد. میرزا کوچک‏خان بعدها نهضت جنگل را پایه‏گذاری نمود و در اواخر سال 1294 ش، همزمان با جنگ جهانی اول، چون اوضاع ایران را پریشان و آن را در اشغال بیگانگان می‏دید، با گرایش به اندیشه اتحاد جوامع اسلامی، کمیته‏ای به نام "اتحاد اسلام" را در حوالی تالش تشکیل داد. در سال 1919 م قراردادی میان ایران و انگلیس امضا شد که در صورت اجرا، نفوذ بیشتر انگلیسی‏ها را در ایران به دنبال داشت. انعقاد این قرارداد، زمینه حرکت‏های مخالف دخالت بیگانگان در ایران، از جمله نهضت جنگل را فراهم ساخت. در نهایت قیام مسلحانه میرزا کوچک خان با تعداد اندک یاران با وفایش که مجذوب اندیشه‏های انقلابی و معنوی وی شده بودند در گیلان آغاز گردید و در اندک مدت، از حمایت بی‏دریغ مردم آن سامان برخوردار شد. در این حال، قزاق‏های روسی و نیروهای انگلیسی و قوای دولتی، هر کدام جداگانه و یا متفقاً برای سرکوبی این حرکت، با گروه‏های چریکی جنگل درگیر شدند و این نشان می‏داد که افکار و آرمان‏های سردار جنگل با منافع و مقاصد هیچ کدام وفق نمی‏داد. اگرچه میرزا در ابتدا پیروزی‏های چشمگیری به دست آورد، اما پس از چند درگیری با قوای دولتی، بر اثر توطئه‏های روسیه و انگلیس و بروز تفرقه میان اعضای اصلی نهضت، نیروهای میرزا پراکنده شدند. میرزا هم که به منظور گردآوری نیرو از زادگاهش خارج شده بود، در اثر برف و سرمای شدید در جنگل‏های شمال ایران توان خود را از دست داد. مزدوران رضاخان که در تعقیب او بودند، وی را نیمه جان یافتند و در نهایت یکی از یاران خائن جنگلی، سر میرزا را به نشانه پایان قیام جنگل برای رضاخان به ارمغان بُرد. میرزا کوچک خان جنگلی، سخت به اتحاد جهان اسلام عشق می‏ورزید و در راه آن تلاش می‏کرد. او بارها در برابر مردم گیلان، هدف از نهضت خود را احیای قوانین اسلام معرفی نمود و متذکر شد که میرزا کوچک هرگز اسلحه را از خود دور نخواهد کرد مگر وقتی که مطمئن باشد افراد ایرانی از تطاول متجاوزان بیگانه و ستمکاران داخلی، در امان بوده و از رفاه برخوردار شوند. تاخت و تازهای خارجی در صحنه سیاست و اقتصاد کشور و سیاست بازی عناصر منافق، وضع آشفته کشور و بی‏کفایتی دولتمردان، انگیزه‏هایی بود که این روحانی جوان و دلسوخته را به میدان سیاست و سپس صحنه کارزار کشاند تا این که در این راه به شهادت رسید. پس از شهادت میرزا، تلاش‏های چند تنِ دیگر از یارانش برای زنده نگه‏داشتن نهضت جنگل راه به جایی نبرد و این جنبش پایان پذیرفت.  

شهدا

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱۱ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ   

چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید


نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دین رسید


نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید


باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید


یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید


پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید


کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید


هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال



شعر, امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱۱ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ   

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون  بیستون شدی


کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی


کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی


کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی


کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی


کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی


آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی


آل نبی چو دست تظلم  برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند



امام حسین (ع), شعر

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱۱ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ   

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است



باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین
امام حسین (ع), شعر

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٩ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ   

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار


موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار



گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌ قرار


عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار


آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار


جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار


با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار


وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد



امام حسین (ع), شعر

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ   

http://shahid-h-k.persianblog.ir/page/marsieh



نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ   
یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنابر اخباری که از معصومان (ع) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‌باشد:
امیرمؤمنان (ع) می‌فرماید: «... و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.» (1)
هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آنها عملی نگردد. (2)
امام صادق (ع) می‌فرمایند: و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند. (3)

وضعیّت اقتصادی زنان درآخرالزّمان

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آنها خواهند خورد.

امام صادق (ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.» (4)
حضرت علی (ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.» (5)

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان

1) عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌گردد، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.» (6)

حضرت علی (ع) در این خصوص می‌فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.» (7)
2) هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و‌ باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آن‌چنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.

محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام (ع) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.» (8)
و در حدیثی از امام صادق (ع) است که فرمودند:
«... در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.» (9)

امام علی (ع) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.» (10)

3) افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.

رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.» (11)
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.» (12)
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و باایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است. (13)
----------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
(1) کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی‌پور، ج2، ص 761 به نقل از بشاره الاسلام، صص 41 و 44.
(2) محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 259.
(3) همان، ص 257.
(4) همان.
(5) لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
(6) سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
(7) همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
(8) منتخب الاثر، ص 292.
(9) بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
(10) منتخب الاثر، ص 426.
(11) «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120.
(12) همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250.
(13) همان
امام زمان (عج)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ   

پس از آن که حرّ بن یزید، امام حسین(ع) و یارانش را در سرزمین کربلا در محاصره‏ی خویش قرار داد و مانع حرکت آنان گردید، عبیداللَّه بن زیاد عامل یزید در کوفه، فرماندهی سپاه یزید را بر عهده‏ی عمر بن سعد گذاشت. عمر بن سعد در روز جمعه سوم محرم‏الحرام سال 61 قمری به همراه چهار هزار نیروی جنگی وارد کربلا شد و فرماندهی آنان را بر عهده گرفت. عمر بن سعد پیش از واقعه‏ی کربلا، منصب حکومت "ری" را از عبیداللَّه گرفته بود ولیکن با مخالفت اباعبداللَّه الحسین(ع) با یزید و امتناع از بیعت و حرکت آن حضرت به سوی کوفه، عبیداللَّه، حکومت "ری" را مشروط به خاتمه بخشیدن به قضیه‏ی امام حسین(ع) نمود. عمر بن سعد به خاطر دست‏یابی به حکومتِ منطقه‏ی وسیعِ ایالت "ری" - که هرگز به آن نایل نیامد - فرماندهی سپاه یزید را پذیرفت و مرتکب جنایت بزرگ غیرانسانی شد. از روزی که عمر بن سعد وارد سرزمین کربلا شد، پیوسته لشکریانی از سوی عبیداللَّه بن زیاد برای وی فرستاده می‏شد. بنابر روایتی تا ششم محرم، متجاوز از 20000 نفر در سپاه عمر بن سعد گرد آمدند.  

تقویم تاریخ, اهل بیت (ع), امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ   

پس از آن که والی مدینه، امام حسین(ع) را برای بیعت با یزید تحت فشار قرار داد، آن حضرت به مکه رفت و پس از مدتی، در روز ترویه یعنی هشتم ذی‏حجّه‏ی سال 60 قمری از مکه‏ی معظمه به سوی عراق مهاجرت فرمود. در اوایل ماه محرم سال 61 قمری، لشکریان عبیداللَّه بن زیاد به فرماندهی حُرّ بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع پیش‏روی آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حرّ بن یزید، مأموریت داشت با امام حسین(ع) برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با امام بر رِفق و مدارا بود. از این رو حرّ و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین(ع) شرکت می‏کردند و به خطبه‏های دلنشین وی گوش جان می‏سپردند و این دو سپاه چند روز بدون هیچ‏گونه مشکلی در کنار هم بودند. امّا عبیداللَّه بن زیاد که در جنگ با اباعبداللَّه الحسین(ع) اصرار فراوان داشت، نامه‏ای به حرّ بن یزید نوشت و وی را مأمور سخت‏گیری بر امام حسین(ع) نمود. حرّ بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین(ع) و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه‏ی خشک و بی‏حاصلی به نام کربلا هدایت کرد و در آن‏جا آنان را در محاصره‏ی خویش قرار داد. قافله‏ی امام حسین(ع) چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید: این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا. آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اَللّهمَّ اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاءِ. و سپس فرمود: این، موضع کَرْب و بَلا و محلّ محنت و عِنا است. فرود آیید که این‏جا منزل و محل خیمه‏های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدّم رسول خدا (ص) مرا به این امور خبر داد. به ناچار، آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج‏شنبه دوم محرم‏الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حرّ بن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند.  

امام حسین (ع), تقویم تاریخ

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٧ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ   

ماه محرّم، ماه غم و اندوه اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیان آنهاست و ماه شهادت و
یادآورى دلاورى‌ها و شجاعت‌ها و ایثارهاى سیدالشهدا امام حسین(ع) و یاران با وفاى
او در کربلاست. در حدیثى از امام على بن موسى الرّضا(ع) آمده است:«هنگامى که ماه
محرم فرا مى‌رسید، کسى پدرم را خندان نمى‌دید و همواره محزون و غمگین بود تا روز
دهم یعنى روز عاشورا؛ آن روز روزِ مصیبت و حزن و اندوه و گریه پدرم بود و مى‌فرمود
امروز روزى است که حسین(ع) شهید شده است».

محرم, اهل بیت (ع), امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٦ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ   

ایشان صبر خانواده های شهدا را ذخیره ای ارزشمند برای آخرت دانستند و تاکید کردند: کشور و انقلاب همچنان در مسیر خواست و اراده شهدا به پیشرفت و حرکت پویای خود ادامه خواهد داد.



نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٥ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ   

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی
خامنه‌ای (مدظله
العالی):

ـ‌ بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطه‌ای است که اسلام و
قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند
است.

ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحناه و فداه)
مهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.

ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس
مسئولیت و شور و شعور همراه کردید.

ـ نیروهای نظامی و بسیجی ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان
پشتوانه‌ای که هیچ خدشه‌ای در آن راه ندارد, محسوب می‌شوند.

ـ انکار بسیج, انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور
است.

ـ اگر بسیج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, کمیت
این انقلاب و این نظام واهمة حرکتهای سازندة این کشور لنگ است.

ـ انکار بسیج و بی‌احترامی به آن یا نابخردانه است یا خائنانه
است.

ـ تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد, به
نیروهای بسیج, به انگیزة بسیح به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج
است.

ـ فرزندان بسیحی‌ام با حضور خود در هر صحنه‌ای که لازم است
دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند.

ـ بسیج, یعنی نیروی کارآمد کشور برای همة
میدانها

ـ همه جا چیزی شبیه بسیج هست, تنها به این درخشندگی, به این
فراگیری, به این زیبایی, به این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.

ـ این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.

ـ نیروی عظیم بسیج مردمی است, این بسیج در همة قشرها
هست.

ـ بسیج, اختصاص به یک منطقة جغرافیایی ویک منطقة انسانی و
طبقاتی و قشری ندارد, همه جا هست.

ـ ایمان عاشقانه, ایمان عمیق, ایمان توأم با عواطف که از خصوصیات ملت
ایران است باعث درخشان شدن بسیج شد.

ـ دانشجوی بسیجی دشمن کمین گرفته  را از یاد نمی‌برد و غافلانه خو و
دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمی‌سپرد.

ـ بسیاری از پیشرفتهای کشور مرهون تفکر بسیجی است.

ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیة حساس مسئولیت و
ایمان باشد, بسیجی است.

ـ بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصه‌های مختلف مرهون
تفکر و میل بسیجی است.

ـ بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود.

بسیج

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٤ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ   

بسیج فقط نامی بر سر در اتاقی در دانشگاه یا عنوان پایگاه مقاومت
مسجد محل نیست. دفتر تشکل بسیج را امام (ره) فرمود که "همه مجاهدان از اولین تا
آخرین امضا نموده اند" و اگر بسیج مفتخر به هیچ افتخار دیگری نبود، همین جمله امام
(ره) برای افتخار کردن به بسیجی بودن تا ابد کافی بود. ما مفتخریم که بسیج مصداق
کامل ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام است. ما مفتخریم که تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی است که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شده است. ما مفتخریم که شکوفه های شجره طیبه و درخت تناور بسیج بوی بهار وصل و طراوات یقین حدیث عشق می دهد. ما مفتخریم که بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سر داده اند. ما مفتخریم که بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. ما مفتخریم که بسیج لشگر مخلص خداست. ما مفتخریم که امام بسیجیان همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورد. ما مفتخریم که افتخار امام بسیجیان در این دنیا این بود که خود بسیجی است. ما مفتخریم که طنین ندای دلنشین تفکر بسیجی چشم طمع دشمنان و جهانخواران را از کشور ما دور کرده است. ما مفتخریم که فرزندان حضرت روح
الله در بسیج، پاسدار اصول تغییر ناپذیر "نه شرقی و نه غربی" هستند. ما مفتخریم که
حضور بسیج در صحنه ها موجب می شود که ریشه ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد. ما مفتخریم که ولایت و رهبری به بسیج افتخار می کند و بسیج خار در چشم دشمنان جمهوری اسلامی است.

بسیج, دل نوشته, دفاع مقدس

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٤ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ